Ideas. Action. Impact. The Washington Institute for Near East Policy The Washington Institute: Improving the Quality of U.S. Middle East Policy

Other Pages

Policy Analysis

PolicyWatch 2926

عقب راندن لژیون خارجی ایران

Hanin Ghaddar and Phillip Smyth

Also available in English العربية

February 6, 2018


در تاریخ ۲ فوریه، حنین غدار و فیلیپ اسمیث در مجمع سیاستگذاری موسسه واشنگتن به سخنرانی پرداختند. غدار، پژوهشگر مهمان درموسسه واشنگتن، روزنامه نگار و محقق باسابقه لبنانی است. اسمیث عضو ارشد این انستیتو و محقق دانشگاه مریلند است. این نشست به مناسبت انتشار گزارش جدید این موسسه، «لژیون خارجی ایران: تاثیر شبه نظامیان شیعه بر سیاست خارجی آمریکا»، به قلم غدار، برگزار گردید. آنچه در پی می آید، خلاصه سخنرانی های شان است.

 

حنین غدار

  توازن سیاسی در لبنان رو به زوال است. ائتلاف ۱۴ مارس محو شده و حتا اگر هنوز هم در بازی سیاسی کشور وجود می داشت، توان رقابت با حزب الله را نداشت. حزب الله بیشتر از هر زمانی در لبنان قدرت گرفته و در عین حال به عنوان بازوی نظامی ایران در سایر کشورهای منطقه  عمل می­کند.  جنگجویانی که در کنار رژیم اسد در سوریه می جنگند  شبه نظامیان شیعی مستقلی نیستند. آنها بخشی از یک ارتش سازمان یافته به رهبری نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران هستند که حزب الله دست راست اش است. حزب الله  تا قبل از سال ۲۰۱۱ تا حدی مستقل بود، اما پس از کشته شدن عماد مغنیه و مصطفی بدرالدین، از مقامات ارشد این گروه، قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس، کنترل مستقیم گروه را در اختیار گرفت. شبه نظامیان افغان موسوم به لشکر فاطمیون و شبه نظامیان پاکستانی موسوم به لشکر زینبیون نیز بخشی از این ساختارند.

پس ازدستیابی به کنترل بیشتر در حزب الله، ایران توانست کنترل خود بر نهادهای دولتی لبنان را نیز افزایش دهد. قبلاً، حزب الله بخشی از دولت نبود اما اکنون خط تمایز میان این دو با توجه به نفوذ حزب الله و عناصر تحت کنترل آن در حکومت و سایر نهادها بسیار کمرنگ شده است. به طور خلاصه می توان گفت اگر در گذشته حزب الله دولتی در دل دولت لبنان بود اینک لبنان دولتی است در درون دولت حزب الله.

همچنین تهران از حزب الله و دیگر شبه نظامیان برای ایجاد یک پل ارتباطی  زمینی در طول بخش هایی از عراق، سوریه و لبنان استفاده کرده است. هدف از ایجاد این مسیر سه چیز است: ۱) انتقال ارزان سلاح از ایران به دریای مدیترانه؛ ۲) ایجاد یک مسیر تدارکاتی جایگزین در صورت بمباران فرودگاه ها از سوی اسراییل در جنگ بعدی با حزب الله ومتحدان آن؛ و ۳) تقویت هویت شیعه مبارز در منطقه.

در ارتباط با نکته سوم گفتنی ست که برخی از جنگجویان حزب الله این مسیر را به افتخار یکی از مقدس ترین شخصیت های شیعی، «ولایت امام علی» (دولت امام علی) می خوانند. در آینده که ایران نفوذ خود را در دولت های حاکم بر این مناطق افزایش دهد، سیاستمداران شیعه را در این کشورها به حلقه خود در آورد و حضور متحدی از فرقه گرایی (وابسته به خود) را تحکیم بخشد، اهمیت استراتژیک این راه ارتباطی آشکارتر خواهد شد.

در لبنان، به راحتی می توان دفاتر شبه نظامیان برجسته، همراه با نزدیک به ۵۰ شبکه رادیویی و تلویزیونی را دید که از سوی این نیروها اداره می شوند و برای شیعیان برنامه پخش می کنند. مقاومت داخلی در برابر حزب الله پراکنده بوده و از حمایت کمی برخوردار است. این گروه در گذشته مخالفت با مواضع خود را تا زمانی که توجهی بر نمی انگیخت تحمل می کرد  اما اکنون احتمال بیشتری وجود دارد که منتقدین مایه عبرت دیگران شوند. در عین حال، انتظار می رود که حزب الله و متحدان آن مانند جنبش امل، به مدد قانون جدید انتخابات تقریباً ۷۰ درصد آرا را در انتخابات عمومی  ماه می (اردیبهشت ) ببرند. به رغم قدرتش، حزب الله نیازمند پیروزی در انتخابات است، چون هر بار نمی تواند با زور حکومت را سرنگون سازد.

در عراق، آیت الله العظمی علی سیستانی و دیگر شخصیت های شهر مقدس نجف مانع از تسلط کامل ایران بر جامعه شیعه مذهب این کشور شده اند. بنا بر این، تهران تا حد توان نفوذ خود را می گستراند و منتظر است که پس از وفات سیستانی جانشین بالقوه اش را قدرتمند سازد. پس از انتخابات پارلمانی آینده در ماه می، ممکن است که عراق نیز بیشتر شبیه لبنان شود.

در سوریه ماموریت متفاوت است. در آنجا جنگجویان شیعه و خانواده های شان به نواحی اطراف راه ارتباطی انتقال داده می شوند تا در پیشبرد نوعی برنامه استعماری در آن مناطق اسکان داده شوند. ایجاد تغییرات جمعیتی در مناطق «مفید» سوریه بخشی از استراتژی ایران است، اگرچه در بلندمدت سنی های سوریه به ناگزیر در برابر این اقدام واکنش نشان خواهند داد. ایران احتمالا با روسیه نیز در سوریه شاخ به شاخ خواهد شد، چون روش مسکو کار با دولت سوریه است و این مغایر روش تهران - یعنی کار با نهاد های موازی- است.

به لحاظ نظامی، حزب الله همانند گذشته نیست. در  گذشته مراحل جذب و استخدام نیرو چند سال طول می کشید. ولی امروزه حزب الله هر نوع متقاضی را استخدام می کند و در نتیجه نیروهای جدید از انضباط نظامی کمتر و وابستگی کمتر به ایدئولوژی «مقاومت» برخوردارند و بیشتر تحت تاثیر تمایلات فرقه گرایانه­ شیعی هستند. در برخی موارد، جنگجویانی هم از خانواده های فقیر به این گروه می پیوندند که دلایل شان بیشتر مادی است تا اخلاقی یا مذهبی. موضوع رسیدگی به جنگجویان و تغییر در شیوه اختصاص منابع باعث شده است که حزب الله  نتواند به خوبی گذشته خدمات اجتماعی به مردم ارایه کند و امروزه در هنگام توزیع کمک ها جنگجویان و خانواده های شان را در اولویت قرار می دهد.

در واکنش به این روندها، ایالات متحده می تواند اقدامات متعددی در پیش گیرد. در کوتاه مدت، حمایت از نامزدان مخالف ایران و حزب الله در انتخابات  ماه می، می تواند خط تمایز بین دولت و حزب الله را پررنگ تر کند. در بلندمدت، عاقلانه آن است که امریکا خطوط قرمزی در سوریه ترسیم کند و به آنها وفادار بماند. در حال حاضر، اسراییل تنها بازیگری است که چنین می کند.

 

فیلیپ اسمیث

ایالات متحده نیازمند ارزیابی مجدد شبکه شبه نظامیان تحت امر ایران است. بر خلاف نظر بسیاری از کارشناسان حوزه سیاست خارجی، ارتباط و پیوستگی  شبه نظامیان شیعه در سوریه و عراق غیرقابل انکار است.  به استثنای حزب الله،  ایران گروه های پراکنده را بر سازمان های بزرگ و رسمی ترجیح می دهد. مثلاً در سال ۲۰۱۳، شبه نظامیان عراقی «حرکت النجبا» از گروه «عصائب اهل الحق» جدا شدند، ولی هر دو گروه هنوز هم تبلیغات یکسانی دارند، از ایدئولوژی ایرانی واحدی پیروی می کنند و در یک جبهه می جنگند. گروه های تحت حمایت ایران شاید نام های مختلف داشته باشند، اما پول شان از یک کیسه می آید. تهران غالباً از جنگجویان تحت حمایت اش می خواهد که از هم جدا شوند و تشکیلات جدیدی ایجاد کنند.

در عین حال، تکنیک های جذب نیرو بیشتر روی جنبه های فرقه گرایانه و نه مذهبی متمرکز شده است. شمار معتقدان راستین در میان جنگجویان شیعه رو به کاهش است و این روند به طور  تصاعدی در میان جوامع پیرامون هم اثر می گذارد. هرچند جنگجویان مسن­تر هنوز هم باور دارند که هدف غایی شان رهبری کل مسلمانان است، جنگجویان جوان­تر الزاماً  پیرو این دیدگاه خمینی نیستند. فقدان بررسی عقیدتی و گزینش ایدئولوژیک از تاثیرگذاری آنها کاسته است که نمونه مشابه آن را در میان نیروهای شوروی که افغانستان را اشغال کردند، شاهد بودیم. نهایتاً، اگر سنی های منطقه به این باور برسند که تمام شیعیان عوامل ایران اند، واکنش شدید و فزاینده­ای نشان خواهند داد. برخی از گروه های شیعی قلبا باور دارند که در راه ولایت فقیه (نظریه ای که برای رهبر جمهوری اسلامی ایران حق ولایت بر تمام مسلمانان قائل است) مبارزه می کنند، اما شماری دیگر اعتقادی به آنچه بر زبان می آورند ندارند.

تاثیر شبه نظامیان شیعه حتی در جاهایی که انتظارش نمی رفت نیز به چشم می خورد. در غزه، چند سال قبل گروهی از جنگجویان فلسطینی شیعه به نام «الصابرین» سر برآورد و حملاتی علیه اسراییل برنامه ریزی کرد. این گروه ممکن است بار دیگر دست به حمله بزند چون ایران گروه هایی را ترجیح می دهد که نه یکبار بلکه بارها قابل استفاده باشند.

از نظر تجهیزات و تاکتیک ها، بسیاری از این گروه ها از خودروها و تسلیحات سنتی استفاده نمی کنند بلکه از پهپاد های شناسایی و ابزارهای مشابه بهره می گیرند.‌ این نوع ابزارها می تواند تهدید های  خطرناک جدیدی متوجه نیروهای امریکایی کند.

سیاستگذاران امریکایی باید همچنین در نظر داشته باشند که شبکه متحدان منطقه­ای ایران دایمی نیست؛ روابط همواره تغییر می کنند و تصور متحدان وفادار افسانه­ای بیش نیست. شناخت ایدئولوژی ایران می تواند در مقابله موثر با آن به واشنگتن کمک کند. عوامل ایران به خوبی بلدند که چگونه با افراد و گروه های انشعابی کار کنند ولی سیاستگذاران امریکایی در تشخیص متحدان و مخالفان خود بیشتر نگاه سیاه و سفید دارند. در مسیر پیش­رو، مقامات آمریکایی بایستی  شیوه های استفاده  بهتر از شبکه های مذهبی منطقه­ای را بیاموزند. ایران میزان نفوذ خود در برخی حوزه ها و میان برخی گروهها به ویژه ارتش عراق را بیش از آنچه هست برآورد می کند. مقامات آمریکایی باید از این امر به نحو شایسته ای به نفع خود بهره گیرند.

*جکسون دورینگ خلاصه سخنرانی ها را تهیه کرده است.